فصل ۳
اقتصاد هر سفارش: چرا فروش بیشتر همیشه سود بیشتر نیست
پیشنیاز: فصل ۱، بهویژه حاشیهٔ مشارکت هر سفارش، ظرفیت و جایگزینی. فصل ۲ برای این فصل لازم نیست.
در فصل ۱ دیدیم که از هر سفارش، پس از کسر هزینههایی که همان سفارش ایجاد میکند، مبلغی باقی میماند که «حاشیهٔ مشارکت» نام دارد. این فصل همان ایده را دقیقتر و کاربردیتر میکند. نشان میدهد فروش خالص، مالیات وصولشده، مبلغ قابلتسویه از کانال، ورود واقعی پول و حاشیهٔ مشارکت عددهای متفاوتیاند و هر کدام به پرسش دیگری پاسخ میدهند؛ کدام هزینهها در یک تصمیم میآیند و کدام نه؛ چرا «سفارش بیشتر» سه معنای متفاوت دارد؛ و چرا ممکن است هر سفارشی سود داشته باشد ولی تصمیمی که آن سفارشها را آورده، سود کل رستوران را کم کند.
۳-۱ دو گزارش، دو تصویر
رستوران خانوادگی محله دو هفته در شام روزهای کاری روی پلتفرم سفارش اینترنتی کد تخفیف ۱۵٪ گذاشت. در پایان دو هفته، پنل پلتفرم گزارش داد که فروش رستوران در پلتفرم ۴۰٪ بیشتر شده است. سرپرست شیفت شام میگوید آشپزخانه شلوغتر از همیشه بود. مسئول حسابها اما میگوید سود این دو هفته از دو هفتهٔ قبل کمتر است.
هر سه درست میگویند، چون هر کدام چیز متفاوتی را میسنجند. پنل پلتفرم فروش همان کانال را میبیند، سرپرست حجم کار را، و مسئول حسابها اثر کل تصمیم بر سود را. این فصل ابزار جدا کردن این سه را میدهد و در بخش ۳-۴ همین کد تخفیف را کامل تحلیل میکند.
۳-۲ از پولی که مهمان میپردازد تا حاشیهٔ مشارکت
پیش از هر محاسبه باید روشن باشد کدام عدد را میسنجیم. این کتاب برای همهٔ فصلها یک قرارداد محاسباتی واحد به کار میبرد:
فروش خالص = قیمت منو پیش از تخفیف − تخفیفی که هزینهاش با رستوران است
مالیات وصولشده = مالیاتی که روی فروش گرفته میشود و باید به مرجع مالیاتی پرداخت شود (نرخ و مبنای آن در مثالهای این فصل فرضی است)
کسورات کانال = کمیسیون (بر مبنایی که قرارداد تعیین میکند) + سایر کسورات (مثل هزینهٔ تبلیغ درونپلتفرم یا مبلغ سفارشهای مرجوعی)
مبلغ قابلتسویه از کانال = فروش خالص + مالیاتی که کانال از مهمان گرفته و به رستوران منتقل میکند − کسورات کانال
ورود واقعی پول = مبلغی که در یک دورهٔ مشخص، طبق تقویم تسویه، واقعاً به حساب رستوران واریز میشود
حاشیهٔ مشارکت = فروش خالص − کسورات کانال − هزینههای متغیر همان سفارش
چند نکتهٔ این قرارداد مهم است:
- تخفیف فقط یک بار کم میشود. تخفیفی که هزینهاش با رستوران است، فروش خالص را کم میکند؛ پس دیگر نباید دوباره از حاشیهٔ مشارکت کم شود. تخفیفی که پلتفرم از جیب خودش میدهد، فروش خالص رستوران را کم نمیکند.
- مالیات وصولشده درآمد رستوران نیست. رستوران آن را از مهمان میگیرد و به مرجع مالیاتی بدهکار است. پس در حاشیهٔ مشارکت نمیآید، ولی در پولی که به حساب میآید هست و باید برای پرداختش جا گذاشت.
- مبلغ قابلتسویه و ورود واقعی پول یکی نیستند. اولی میگوید کانال بابت فروش یک دوره چقدر بدهکار است؛ دومی میگوید در آن دوره چقدر واقعاً واریز شده است.
فروش خالص: درآمد رستوران از یک سفارش، پس از کسر تخفیفی که هزینهاش با رستوران است و بدون مالیات.
Net sales
کسورات کانال: مبلغی که واسطهٔ فروش پیش از تسویه با رستوران برمیدارد.
Channel deductions
مبلغ قابلتسویه: مبلغی که کانال بابت سفارشهای یک دوره به رستوران بدهکار است.
Settlement amount
ورود واقعی پول: واریزی که در یک دورهٔ مشخص به حساب میرسد.
Cash receipts
حاشیهٔ مشارکت: فروش خالص منهای کسورات کانال و هزینههای متغیر همان سفارش (مواد، بستهبندی، پیک)؛ مبلغی که برای پوشش هزینههای ثابت و ساختن سود باقی میماند.
Contribution margin
مثال: یک سبد یکسان در چهار کانال
برای جدا کردن اثر کانال، سبد، قیمت و هزینهٔ مواد را در هر چهار کانال یکسان نگه میداریم. تنها چیزی که عوض میشود، خود کانال است.
کسبوکار: رستوران خانوادگی محله (پروندهٔ پیوسته)؛ سالن، بیرونبر مستقیم، پیک خودی و پلتفرم.
سبد: دو پرس کوبیده، یک پرس جوجه، یک سالاد و دو دوغ. قیمت منوی سبد ۱٬۶۰۰ هزار تومان، در همهٔ کانالها یکسان؛ بدون تخفیف.
دادهها (فرضی): هزینهٔ مواد ۳۶٪ قیمت منو، یعنی ۵۷۶ هزار تومان. بستهبندی این سبد برای بیرونبر، پیک و پلتفرم ۴۵ هزار تومان. پیک خودی: رستوران از مهمان ۵۰ هزار تومان هزینهٔ ارسال میگیرد (که جزو فروش است) و به پیمانکار پیک ۶۰ هزار تومان میپردازد. پلتفرم: کمیسیون ۲۰٪ فروش خالص؛ هزینهٔ ارسال را مهمان مستقیم به پلتفرم میپردازد و به رستوران نمیرسد. کارمزد بانکی صفر فرض شده است.
سازوکار مالیاتی فرضی: مالیات ۱۰٪ فروش خالص، از مهمان گرفته میشود. در پلتفرم فرض شده که پلتفرم مالیات را از مهمان میگیرد و در تسویه به رستوران منتقل میکند تا رستوران آن را پرداخت کند، و کمیسیون مشمول مالیات جداگانه نیست. هیچکدام از این فرضها قاعدهٔ واقعی نیست؛ نرخ، مبنا و سازوکار واقعی باید از منبع رسمی و قرارداد پلتفرم بررسی شود (فصل ۶).
واحد: هزار تومان برای یک سبد.
| لایه | سالن | بیرونبر مستقیم | پیک خودی | پلتفرم |
|---|---|---|---|---|
| فروش خالص (درآمد رستوران) | ۱٬۶۰۰ | ۱٬۶۰۰ | ۱٬۶۵۰ | ۱٬۶۰۰ |
| مالیات وصولشده (برای پرداخت) | ۱۶۰ | ۱۶۰ | ۱۶۵ | ۱۶۰ |
| کسورات کانال | ۰ | ۰ | ۰ | ۳۲۰ |
| ورود به حساب بابت این سبد | ۱٬۷۶۰، هنگام پرداخت | ۱٬۷۶۰، هنگام پرداخت | ۱٬۸۱۵، هنگام تحویل | ۱٬۴۴۰، در روز تسویه |
| هزینههای متغیر | ۵۷۶ | ۶۲۱ | ۶۸۱ | ۶۲۱ |
| حاشیهٔ مشارکت | ۱٬۰۲۴ | ۹۷۹ | ۹۶۹ | ۶۵۹ |
چند ردیف را توضیح میدهیم:
- سالن: مهمان ۱٬۶۰۰ + ۱۶۰ = ۱٬۷۶۰ میپردازد و همین مبلغ هنگام پرداخت وارد حساب میشود؛ ولی فقط ۱٬۶۰۰ درآمد است و ۱۶۰ بدهی مالیاتی است.
- پیک خودی: فروش خالص ۱٬۶۰۰ + ۵۰ = ۱٬۶۵۰، چون هزینهٔ ارسالی که رستوران میگیرد درآمد آن است؛ مالیات فرضی ۱۶۵. پرداخت به پیک (۶۰) جزو هزینههای متغیر است: ۵۷۶ + ۴۵ + ۶۰ = ۶۸۱.
- پلتفرم: کمیسیون ۱٬۶۰۰ × ۲۰٪ = ۳۲۰. مبلغ قابلتسویه ۱٬۶۰۰ + ۱۶۰ − ۳۲۰ = ۱٬۴۴۰ که در روز تسویه واریز میشود و ۱۶۰ تومان آن مالیات است. مهمان علاوه بر ۱٬۷۶۰، هزینهٔ ارسال را هم به پلتفرم میپردازد که به رستوران مربوط نیست. حاشیهٔ مشارکت: ۱٬۶۰۰ − ۳۲۰ − ۶۲۱ = ۶۵۹.
تفسیر. چون سبد و قیمت و مواد یکساناند، تفاوت حاشیهها فقط اثر کانال است. پیک خودی با این فرضها تقریباً به اندازهٔ بیرونبر مستقیم حاشیه دارد، چون هزینهٔ ارسالی که از مهمان گرفته میشود، بیشتر هزینهٔ پیک را میپوشاند. سبد پلتفرمی ۳۶۵ هزار تومان کمتر از سبد سالن و ۳۲۰ هزار تومان کمتر از همان سبد بیرونبر مستقیم حاشیه دارد؛ دومی دقیقاً برابر کمیسیون است.
اگر تخفیف باشد. فرض کنید رستوران روی همین سبد ۱۰٪ تخفیف بدهد که هزینهاش با خودش است. فروش خالص ۱٬۶۰۰ − ۱۶۰ = ۱٬۴۴۰ میشود و مالیات فرضی ۱۴۴. در سالن، حاشیهٔ مشارکت ۱٬۴۴۰ − ۵۷۶ = ۸۶۴ است، نه ۱٬۴۴۰ − ۱۶۰ − ۵۷۶؛ تخفیف یک بار، در فروش خالص، کم شده است. در پلتفرم، با این فرض که کمیسیون روی فروش پس از تخفیف حساب میشود، کمیسیون ۲۸۸ و حاشیه ۱٬۴۴۰ − ۲۸۸ − ۶۲۱ = ۵۳۱ است. اگر همان تخفیف را پلتفرم از جیب خودش بدهد، فروش خالص و حاشیهٔ رستوران همان ۱٬۶۰۰ و ۶۵۹ میماند.
این جدول هنوز همهٔ داستان نیست. سبد سالن صندلی مصرف میکند (چهار نفر حدود یک ساعت و ربع) و به خدمت پیشخدمت نیاز دارد؛ سبد پلتفرمی صندلی مصرف نمیکند ولی زمان بستهبندی و تحویل به پیک میخواهد. وقتی هیچکدام از این منابع پر نیستند، این مصرف هزینهٔ افزودهای نمیسازد؛ وقتی یکی پر است، باید آن را هم حساب کرد (بخش ۳-۶).
۳-۳ کدام هزینه در تصمیم میآید؟
داپسون و هیز یادآوری میکنند که پرسش درست دربارهٔ هزینه «زیاد یا کم» بودن آن نیست، بلکه این است که آیا با ارزشی که کسبوکار میخواهد بسازد تناسب دارد یا نه۱. برای تصمیم دربارهٔ یک سفارش یا یک کانال، پرسش دقیقتر این است: کدام هزینهها بهخاطر همین تصمیم تغییر میکنند؟
هزینهها را میتوان از دو زاویهٔ جدا دستهبندی کرد. زاویهٔ اول رفتار هزینه است: هزینه با حجم فعالیت چگونه تغییر میکند؟ زاویهٔ دوم ارتباط با تصمیم است: آیا این هزینه با انتخاب یا رد این گزینه فرق میکند؟ این دو زاویه یکی نیستند.
هزینهٔ متغیر: هزینهای که در یک دوره و در دامنهٔ معمول فعالیت، با تعداد سفارش یا مهمان به همان نسبت بالا و پایین میرود؛ مثل مواد و بستهبندی.
Variable cost
هزینهٔ ثابت: هزینهای که در یک دورهٔ مشخص (مثلاً یک ماه) و در یک دامنهٔ مشخص فعالیت، با تغییر تعداد سفارشها تغییر نمیکند؛ مثل اجارهٔ ماهانه یا حقوق ماهانهٔ یک آشپز ثابت. اگر فعالیت از آن دامنه بیرون برود (مثلاً نیاز به آشپز دوم پیدا شود)، هزینهٔ ثابت پلهای بالا میرود.
Fixed cost; relevant range
هزینهٔ مربوط به تصمیم: هر هزینهای که با انتخاب این گزینه، در مقایسه با انتخاب نکردن آن، فرق میکند. میتواند متغیر باشد (مواد سفارشهای تازه) یا ثابت (دستمزد ماهانهٔ نیروی پارهوقتی که فقط بهخاطر این تصمیم استخدام میشود). «هزینهٔ افزایشی» در این کتاب به همین معناست.
Relevant cost; incremental cost
هزینهٔ بیتغییر در تصمیم: هزینهای که در هر دو حالت به همان اندازه وجود دارد؛ مثل اجارهٔ فعلی رستوران در تصمیم پذیرش یک سفارش. این هزینه ممکن است ثابت باشد، ولی ثابت بودن بهتنهایی آن را بیتغییر نمیکند.
Irrelevant cost for this decision
هزینهٔ تخصیصیافته: سهمی از هزینههای مشترک (مثل اجاره، حقوق مدیران، استهلاک) که با یک قاعدهٔ حسابداری به یک سفارش، غذا یا شعبه نسبت داده میشود. تخصیص، مقدار آن هزینه را تغییر نمیدهد؛ فقط آن را میان بخشها تقسیم میکند.
Allocated cost
دو مثال کوتاه تفاوت دو زاویه را نشان میدهد. در فصل ۱، رستوران برای سفارشهای پلتفرم یک نیروی پارهوقت عصرگاهی با دستمزد ماهانهٔ ۲۵ میلیون تومان گرفت. این هزینه از نظر رفتار ثابت است (با ۱۰ یا ۳۰ سفارش در شب تغییر نمیکند)، ولی از نظر تصمیم مربوط است، چون بدون پیوستن به پلتفرم وجود نداشت. در مقابل، اجارهٔ رستوران هم ثابت است و هم در آن تصمیم بیتغییر.
داپسون و هیز در کتاب حسابداری مدیریت دو نکته دربارهٔ این مفاهیم دارند که برای مدیر رستوران مهم است. اول، هزینهٔ افزایشی را «هزینهٔ یک واحد بیشتر» میدانند و با مثال تحویل پیتزا نشان میدهند که اگر دو پیتزا در یک سفر به یک مجتمع برده شوند، هزینهٔ تحویل پیتزای دوم بسیار کمتر از اولی است۲. دوم، نشان میدهند که یک هزینهٔ مشترک را میتوان به روشهای مختلف (سهم مساوی، بر اساس اندازه، بر اساس فروش) میان بخشها تقسیم کرد و هر روش سهم متفاوتی به هر بخش میدهد۳؛ پس عددی که از تخصیص به دست میآید، به قاعدهٔ تخصیص وابسته است، نه به خود تصمیم. آنها همچنین هزینهٔ ازدسترفته (هزینهای که پیشتر پرداخت شده و دیگر قابلتغییر نیست) را از تصمیمهای آینده کنار میگذارند و هزینهٔ فرصت (منفعت بهترین گزینهای که کنار گذاشته میشود) را یادآوری میکنند۴.
مثال: سفارش سازمانی شصت سینی
کسبوکار: رستوران خانوادگی محله.
مسئله: یک شرکت برای جلسهٔ پنجشنبه ساعت ۱۲:۳۰ شصت سینی ناهار، هر سینی ۳۸۰ هزار تومان، سفارش داده و قرار است صورتحساب را ۳۰ روز بعد پرداخت کند. حسابدار رستوران میگوید با «بهای تمامشدهٔ کامل» هر سینی ۳۹۰ هزار تومان است و این سفارش زیان دارد.
دادهها (فرضی): مواد هر سینی ۱۵۰ و بستهبندی ۲۵ هزار تومان. برای آمادهسازی، دو آشپز هر کدام ۴ ساعت اضافهکار میکنند: ۲٬۰۰۰ هزار تومان. اجارهٔ خودرو و راننده برای حمل: ۱٬۲۰۰ هزار تومان. «بهای تمامشدهٔ کامل» حسابدار: مواد ۱۵۰ + بستهبندی ۲۵ + سهم دستمزد ۹۵ + سهم سربار ۱۲۰ = ۳۹۰ هزار تومان. سهم دستمزد و سربار از تقسیم کل حقوق ماهانه و هزینههای مشترک بر حجم فروش به دست آمدهاند. آشپزخانه پنجشنبه از ۹ تا ۱۲ ظرفیت آزاد دارد (مشاهده).
واحد: هزار تومان برای کل سفارش.
نگاه بهای تمامشدهٔ کامل: ۶۰ × (۳۸۰ − ۳۹۰) = زیان ۶۰۰ هزار تومان. نتیجه: رد سفارش.
نگاه هزینههای مربوط به تصمیم:
- فروش: ۶۰ × ۳۸۰ = ۲۲٬۸۰۰
- هزینههای متغیر: ۶۰ × (۱۵۰ + ۲۵) = ۱۰٬۵۰۰
- حاشیهٔ مشارکت: ۲۲٬۸۰۰ − ۱۰٬۵۰۰ = ۱۲٬۳۰۰
- هزینههای افزایشی تصمیم: اضافهکار ۲٬۰۰۰ + خودرو ۱٬۲۰۰ = ۳٬۲۰۰
- سود افزوده: ۱۲٬۳۰۰ − ۳٬۲۰۰ = ۹٬۱۰۰ هزار تومان، یعنی حدود ۹ میلیون تومان
سهم دستمزد (۹۵ هزار تومان در هر سینی) و سهم سربار (۱۲۰ هزار تومان) چرا در این محاسبه نیامدند؟ چون حقوق ماهانهٔ کارکنانی که پنجشنبه صبح در هر حال سر کارند، و اجاره و هزینههای مشترک، با پذیرفتن یا رد کردن این سفارش تغییر نمیکنند. تنها دستمزدی که بهخاطر این سفارش اضافه میشود، اضافهکار است که در هزینههای افزایشی آمده است. اگر سفارش رد شود، رستوران ۹ میلیون تومان سود نمیسازد و همان حقوق و اجاره را میپردازد.
چه چیزی نتیجه را عوض میکند؟
- ظرفیت: اگر آمادهسازی این سفارش جای کار دیگری را بگیرد (مثلاً آمادهسازی شام پنجشنبه که پرفروش است)، باید حاشیهٔ آنچه از دست میرود را هم کم کرد. اینجا مشاهده نشان داده آشپزخانه در آن ساعت ظرفیت آزاد دارد.
- تجهیزات: اگر برای حمل گرم غذا باید جعبهٔ نگهدارندهٔ گرما خرید (مثلاً ۳٬۰۰۰ هزار تومان)، و این خرید فقط برای همین سفارش باشد، سود افزوده به حدود ۶ میلیون تومان میرسد. اگر جعبهها در سفارشهای بعدی هم به کار میروند، فقط بخشی از هزینهٔ آن به این سفارش مربوط است؛ این تصمیم سرمایهگذاری کوچکی است که جداگانه سنجیده میشود.
- پول: پول این سفارش ۳۰ روز بعد میرسد، در حالی که مواد و اضافهکار همین هفته پرداخت میشوند. سود افزوده مثبت است، ولی رستوران باید بتواند حدود ۱۳٫۷ میلیون تومان (۱۰٬۵۰۰ + ۳٬۲۰۰) را یک ماه از جیب خود بپردازد.
تصمیم (با دادهها و فرضهای همین مثال): پذیرفتن سفارش. اقدام: سرآشپز برنامهٔ آمادهسازی پنجشنبه را طوری مینویسد که آمادهسازی شام تا ساعت ۱۶ کامل شود؛ مدیر رستوران قرارداد سادهای با شرط پرداخت و تعداد نهایی سینی (مثلاً دو روز پیش از جلسه) امضا میکند. سنجش: پس از اجرا، هزینهٔ واقعی اضافهکار و حمل با برآورد مقایسه میشود تا برای سفارشهای بعدی، قیمتگذاری بر پایهٔ عدد واقعی باشد.
نکتهٔ مدیریتی: بهای تمامشدهٔ کامل برای گزارش و قیمتگذاری بلندمدت مفید است، چون رستوران در بلندمدت باید همهٔ هزینههایش را بپوشاند. اما برای تصمیم دربارهٔ یک سفارش مشخص، وقتی ظرفیت آزاد است، معیار درست «تغییر سود» است. اگر همهٔ سفارشهای رستوران زیر بهای تمامشدهٔ کامل قیمتگذاری شوند، رستوران زیان میدهد؛ بحث تخصیص و قیمتگذاری بلندمدت در فصلهای ۱۲ و ۲۴ میآید.
۳-۴ سه معنای «سفارش بیشتر»
وقتی پس از یک اقدام تعداد سفارشهای یک کانال بالا میرود، این افزایش میتواند از سه منبع متفاوت آمده باشد:
سفارش واقعاً افزوده: سفارشی که بدون این اقدام اصلاً ثبت نمیشد.
Truly incremental order
جابهجایی فروش میان کانالها: سفارشی که در هر حال ثبت میشد، ولی حالا از کانال دیگری آمده است؛ مثلاً مشتری بیرونبر مستقیم که این بار از پلتفرم سفارش داده است. فروش کل را بالا نمیبرد؛ فقط حاشیه را تغییر میدهد.
Channel shift (cannibalization)
فروش ازدسترفته به علت ظرفیت: تقاضایی که بود ولی به دلیل پر بودن منبعی (صندلی، منقل، پیک) پاسخ داده نشد؛ مثل گروهی که از صف انتظار رفت.
Lost sales due to capacity
مثال: کد تخفیف دو هفتهای در پلتفرم
کسبوکار: رستوران خانوادگی محله؛ پلتفرم فقط در شام روزهای کاری فعال است.
مسئله: همان کد تخفیف ۱۵٪ بخش ۳-۱. آیا سود را بالا برد؟
دادهها (فرضی):
- دورهٔ اقدام: دو هفته، یعنی ۱۰ روز کاری. پایه: میانگین ۲۰ سفارش پلتفرمی در هر شام روز کاری، یعنی ۲۰۰ سفارش در ۱۰ روز.
- در دورهٔ اقدام: ۳۳۰ سفارش پلتفرمی؛ ۱۳۰ سفارش بیشتر از پایه.
- میانگین مبلغ سفارش پلتفرمی پیش از تخفیف: ۶۰۰ هزار تومان. هزینهٔ مواد ۲۱۶، بستهبندی ۳۰، کمیسیون ۲۰٪.
- تخفیف ۱۵٪ را رستوران میپردازد و کمیسیون روی مبلغ پس از تخفیف حساب میشود. این یک فرض قراردادی است؛ در قرارداد واقعی ممکن است متفاوت باشد.
- تخفیف به همهٔ سفارشهای پلتفرمی دورهٔ اقدام تعلق گرفته است، از جمله ۲۰۰ سفارشی که بدون تخفیف هم ثبت میشد.
روش برآورد سه منبع افزایش (با مقایسهٔ همان روزهای هفته پیش از اقدام): سفارشهای بیرونبر مستقیم در شام روزهای کاری بهطور میانگین ۴ سفارش در روز کم شدهاند، یعنی ۴۰ سفارش در ۱۰ روز؛ گروههای مهمان سالن در شام روزهای کاری بهطور میانگین ۲ گروه در روز کم شدهاند، یعنی ۲۰ گروه (میانگین دو نفره)، در حالی که شام آخر هفته تغییری نداشته است. بقیهٔ افزایش، یعنی ۱۳۰ − ۴۰ − ۲۰ = ۷۰ سفارش، واقعاً افزوده فرض میشود. این تفکیک برآورد است: ممکن است بخشی از کاهش سالن علت دیگری (مثلاً هوا) داشته باشد.
واحد: هزار تومان؛ جمع دو هفته در پایان به میلیون تومان.
گام ۱: حاشیهٔ هر نوع سفارش.
- سفارش پلتفرمی بدون تخفیف: ۶۰۰ − ۲۱۶ − (۶۰۰ × ۲۰٪) − ۳۰ = ۶۰۰ − ۲۱۶ − ۱۲۰ − ۳۰ = ۲۳۴
- سفارش پلتفرمی با تخفیف: مبلغ ۶۰۰ × ۸۵٪ = ۵۱۰؛ حاشیه: ۵۱۰ − ۲۱۶ − (۵۱۰ × ۲۰٪) − ۳۰ = ۵۱۰ − ۲۱۶ − ۱۰۲ − ۳۰ = ۱۶۲
- همان سبد ۶۰۰ هزار تومانی اگر بیرونبر مستقیم بود: ۶۰۰ − ۲۱۶ − ۳۰ = ۳۵۴
- یک گروه دونفرهٔ سالن با خرید ۲ × ۵۵۰ = ۱٬۱۰۰: حاشیه ۱٬۱۰۰ × (۱ − ۳۶٪) = ۷۰۴
هر سفارش تخفیفدار با حاشیهٔ ۱۶۲ هزار تومان، سفارشی با حاشیهٔ مشارکت مثبت است؛ یعنی از کسورات و هزینههای متغیر خودش بیشتر میآورد. این به معنای سودده بودن تصمیم نیست. اما اثر کل تصمیم را باید جدا حساب کرد.
گام ۲: اثر تصمیم بر سود دو هفته.
| منبع | محاسبه | اثر بر سود |
|---|---|---|
| تخفیف روی سفارشهایی که در هر حال میآمدند | ۲۰۰ × (۱۶۲ − ۲۳۴) | کاهش ۱۴٬۴۰۰ |
| سفارشهای واقعاً افزوده | ۷۰ × ۱۶۲ | افزایش ۱۱٬۳۴۰ |
| جابهجایی از بیرونبر مستقیم | ۴۰ × (۱۶۲ − ۳۵۴) | کاهش ۷٬۶۸۰ |
| جابهجایی از سالن | ۲۰ × (۱۶۲ − ۷۰۴) | کاهش ۱۰٬۸۴۰ |
| جمع | کاهش ۲۱٬۵۸۰ |
نتیجه: با این دادهها، کد تخفیف در دو هفته حدود ۲۱٫۶ میلیون تومان سود را کم کرد، در حالی که هر سفارش پلتفرمی حاشیهٔ مثبت داشت و فروش پلتفرم ۴۰٪ بالا رفت.
گام ۳: فروش کل چقدر تغییر کرد؟ فروش پلتفرم از ۲۰۰ × ۶۰۰ = ۱۲۰٬۰۰۰ به ۳۳۰ × ۵۱۰ = ۱۶۸٬۳۰۰ رسید؛ یعنی ۴۸٬۳۰۰ بیشتر. ولی فروش بیرونبر مستقیم ۴۰ × ۶۰۰ = ۲۴٬۰۰۰ و فروش سالن ۲۰ × ۱٬۱۰۰ = ۲۲٬۰۰۰ کم شد. افزایش فروش کل رستوران فقط ۴۸٬۳۰۰ − ۲۴٬۰۰۰ − ۲۲٬۰۰۰ = ۲٬۳۰۰ هزار تومان، یعنی حدود ۲ میلیون تومان، است. پنل پلتفرم فقط ردیف اول را میبیند.
چرا چنین شد؟ سه سازوکار همزمان کار کردند: تخفیف به مشتریانی رسید که بدون آن هم میخریدند؛ مشتریان کانال پرحاشیهتر به کانال کمحاشیهتر رفتند؛ و برخی که برای شام بیرون میآمدند، این بار در خانه ماندند. کاتلر و همکارانش هم دربارهٔ پیشنهادهای تخفیفی محلی هشدار میدهند که باید طوری قیمتگذاری شوند که پس از هزینهها سودآور بمانند، و فقط وقتی اجرا شوند که ظرفیت اضافه وجود دارد۵.
چه چیزی نتیجه را عوض میکند؟ اگر کد تخفیف فقط برای مشتریان تازهٔ پلتفرم بود (نه همه)، ردیف اول تقریباً حذف میشد. اگر سفارشهای واقعاً افزوده بیشتر بودند، مثلاً ۲۰۰ بهجای ۷۰، نتیجه تقریباً سربهسر میشد. اگر جابهجایی از سالن صفر بود، کاهش سود به حدود ۱۱ میلیون تومان میرسید. اینها را پیش از اقدام بعدی میتوان با طراحی بهتر پیشنهاد آزمود.
تصمیم (با دادهها و فرضهای همین مثال): کد تخفیف همگانی تکرار نمیشود. اگر هدف جذب مشتری تازه است، پیشنهاد بعدی فقط برای سفارش اول هر مشتری در پلتفرم طراحی و پیش از اجرا با همین جدول سنجیده میشود؛ شرایط آن (اینکه پلتفرم چنین محدودیتی را پشتیبانی میکند و تخفیف را چه کسی میپردازد) باید از قرارداد بررسی شود. سنجش: در هر اقدام بعدی، سه شمارش در کنار فروش پلتفرم ثبت میشود: سفارش بیرونبر مستقیم، گروههای سالن و سفارش پلتفرمی، همه در مقایسه با همان روزهای هفته پیش از اقدام.
فروش ازدسترفته به علت ظرفیت
جمعهشب، میان ۲۰:۳۰ و ۲۲، صندلیها پرند و صف انتظار هست. سرپرست شیفت در یک جمعه (دادهٔ فرضی) شمرده است که ۵ گروه سهنفره پس از مدتی انتظار رفتهاند. اگر هر نفر بهطور میانگین ۵۷۰ هزار تومان خرید میکرد، فروش ازدسترفته حدود ۵ × ۳ × ۵۷۰ = ۸٬۵۵۰ هزار تومان و حاشیهٔ ازدسترفته حدود ۸٬۵۵۰ × ۶۴٪ ≈ ۵٬۵۰۰ هزار تومان، یعنی حدود ۵٫۵ میلیون تومان در آن شب است. این عدد سقف است، نه برآورد دقیق: معلوم نیست همهٔ آن گروهها اگر زودتر جا پیدا میکردند میماندند. اهمیتش در این است که نشان میدهد در این ساعت، هر سفارش تازهای که از همان منبع (صندلی یا آشپزخانه) استفاده کند، احتمالاً جای یکی از اینها را میگیرد؛ همان «جایگزینی» فصل ۱.
۳-۵ اثر کانال، و وقتی قیمت یا سبد فرق دارد
در بخش ۳-۲، با سبد و قیمت یکسان، تفاوت حاشیهٔ سالن و پلتفرم فقط از کانال آمد. در واقعیت سه چیز دیگر هم ممکن است میان کانالها فرق کند، و هر کدام نتیجه را جابهجا میکند.
الف) قیمت متفاوت در کانال. فرض کنید رستوران قیمت منوی پلتفرم را ۱۰٪ بالاتر بگذارد، یعنی همان سبد در پلتفرم ۱٬۷۶۰ هزار تومان باشد (اینکه قرارداد پلتفرم چنین کاری را مجاز میداند یا نه، باید بررسی شود).
حاشیه = ۱٬۷۶۰ − ۵۷۶ − ۴۵ − (۱٬۷۶۰ × ۲۰٪) = ۱٬۷۶۰ − ۵۷۶ − ۴۵ − ۳۵۲ = ۷۸۷ هزار تومان
یعنی بهجای ۶۵۹، هنوز کمتر از سالن (۱٬۰۲۴)، ولی فاصله کمتر. این عدد، حاشیهٔ هر سفارش با قیمت تازه است و اگر تعداد سفارشها کم شود، نامعتبر نمیشود. آنچه با تغییر حجم عوض میشود، حاشیهٔ کل کانال است: تعداد سفارش × حاشیهٔ هر سفارش. اگر هزینههای مربوط دیگر ثابت بمانند، حاشیهٔ کل کانال فقط وقتی بیشتر میشود که سفارشها به کمتر از ۶۵۹ ÷ ۷۸۷ ≈ ۸۴٪ تعداد فعلی نرسند؛ یعنی کاهش سفارش کمتر از حدود ۱۶٪ باشد. اینکه کاهش واقعی چقدر است، فقط با سنجش معلوم میشود (فصل ۶۰).
ب) سبد متفاوت. سفارش پلتفرمی رستوران خانوادگی بهطور میانگین ۶۰۰ هزار تومان است، ولی یک گروه دونفرهٔ سالن بهطور میانگین ۱٬۱۰۰ هزار تومان خرید میکند. اگر بپرسیم «این مشتری اگر در سالن بود، چه میشد؟»، باید کل خرید او را مقایسه کرد، نه حاشیهٔ یک سفارش با حاشیهٔ یک سبد دیگر. همچنین مقایسهٔ درصد حاشیه گمراهکننده است: سفارش پلتفرمی ۶۰۰ هزار تومانی حاشیهای حدود ۳۹٪ (۲۳۴ از ۶۰۰) و گروه سالن حدود ۶۴٪ (۷۰۴ از ۱٬۱۰۰) دارد؛ اما تصمیم با مبلغ حاشیهای که هر انتخاب میسازد گرفته میشود.
ج) مصرف متفاوت منابع. سفارش پلتفرمی صندلی مصرف نمیکند، ولی چند دقیقه کار بستهبندی و تحویل به پیک میخواهد. سفارش سالن صندلی و پیشخدمت میخواهد. تا وقتی این منابع آزادند، این تفاوتها هزینهٔ افزودهای ندارند. وقتی یکی پر میشود، باید پرسید هر سفارش چه مقدار از آن منبع کمیاب را مصرف میکند؛ موضوع بخش بعد.
۳-۶ وقتی منبعی محدود است: حاشیه بهازای دقیقهٔ منبع گلوگاه
وقتی همهٔ منابع آزادند، سفارشی که حاشیهٔ بیشتری دارد بهتر است. ولی وقتی یک منبع پر است، آن منبع سقف کل را تعیین میکند. در این حالت باید پرسید: هر سفارش، بهازای هر دقیقه از آن منبع، چقدر حاشیه میسازد؟
حاشیه بهازای هر دقیقهٔ منبع گلوگاه = حاشیهٔ مشارکت هر سفارش ÷ دقیقههایی که آن سفارش از منبع گلوگاه مصرف میکند
CM per bottleneck minute = CM per order ÷ bottleneck minutes per order
کسبوکار: رستوران خانوادگی محله، شام آخر هفته، ۲۰:۳۰ تا ۲۲.
مسئله: در این بازه منقل گلوگاه است (فصل ۱: ایستگاه کباب با حداکثر ظرفیت کار میکند). مدیر میخواهد بداند در پیشنهاد پیشخدمتها، در منوی پلتفرم یا در پذیرش سفارش گروهی برای این ساعت، کدام غذا را جلو بگذارد.
دادهها (فرضی):
- منقل ۸ جای سیخ دارد؛ در ۹۰ دقیقه، ۸ × ۹۰ = ۷۲۰ «دقیقهـسیخ» ظرفیت دارد.
- چلوکباب برگ: قیمت ۹۸۰، هزینهٔ مواد ۴۵٪ (گوشت گران)، دو سیخ هر کدام ۸ دقیقه: ۱۶ دقیقهـسیخ.
- چلوجوجه: قیمت ۶۲۰، هزینهٔ مواد ۳۴٪، یک سیخ ۷ دقیقه: ۷ دقیقهـسیخ.
- تقاضای این بازه (برآورد): ۴۰ پرس برگ و ۵۰ پرس جوجه. برای پختن همه، ۴۰ × ۱۶ + ۵۰ × ۷ = ۹۹۰ دقیقهـسیخ لازم است که از ۷۲۰ بیشتر است.
واحد: هزار تومان؛ دقیقهـسیخ.
گام ۱: حاشیهٔ هر پرس و حاشیه بهازای هر دقیقهـسیخ.
- برگ: ۹۸۰ × (۱ − ۴۵٪) = ۵۳۹؛ بهازای هر دقیقهـسیخ: ۵۳۹ ÷ ۱۶ ≈ ۳۴
- جوجه: ۶۲۰ × (۱ − ۳۴٪) ≈ ۴۰۹؛ بهازای هر دقیقهـسیخ: ۴۰۹ ÷ ۷ ≈ ۵۸
برگ در هر پرس حاشیهٔ بیشتری دارد، ولی در ساعتی که منقل گلوگاه است، جوجه از هر دقیقهٔ منقل نزدیک دو برابر حاشیه میسازد.
گام ۲: دو ترتیب اولویت در ۷۲۰ دقیقهـسیخ.
- اول برگ: ۴۰ پرس برگ (۶۴۰ دقیقه) و با ۸۰ دقیقهٔ باقیمانده ۱۱ پرس جوجه (۷۷ دقیقه). حاشیه: ۴۰ × ۵۳۹ + ۱۱ × ۴۰۹ ≈ ۲۶٬۰۶۰
- اول جوجه: ۵۰ پرس جوجه (۳۵۰ دقیقه) و با ۳۷۰ دقیقهٔ باقیمانده ۲۳ پرس برگ (۳۶۸ دقیقه). حاشیه: ۵۰ × ۴۰۹ + ۲۳ × ۵۳۹ ≈ ۳۲٬۸۶۰
تفاوت: حدود ۶٫۸ میلیون تومان در یک بازهٔ نود دقیقهای.
تفسیر و حد کاربرد. این محاسبه برآورد ظرفیت تجمیعی است: دقیقهـسیخهای نود دقیقه را مثل یک انبار یکپارچه جمع میزند. اینکه ترکیب «اول جوجه» در عمل و در زمان مقرر قابلتولید باشد، به زمان رسیدن سفارشها، ترتیب گذاشتن سیخها روی منقل و ظرفیت ایستگاههای بعدی (برنج و چیدن) بستگی دارد که اینجا بررسی نشده است؛ پس حاشیهٔ بیشترِ یک ترکیب بهتنهایی تضمین نمیکند آن ترکیب شدنی است. همچنین این محاسبه نمیگوید به مهمانی که برگ میخواهد «نه» بگویید. مهمان سالن هرچه بخواهد سفارش میدهد. کاربرد این منطق در تصمیمهایی است که رستوران روی آنها اختیار دارد:
- منوی پلتفرم در ساعات اوج آخر هفته: غذاهایی که بیشترین دقیقهٔ منقل را میخواهند، در این ساعات از منوی پلتفرم برداشته شوند یا زمان آمادهسازی واقعیتری برایشان اعلام شود.
- پیشنهاد پیشخدمت: در این ساعات، پیشنهاد فعال روی غذاهایی باشد که از منقل کمتر استفاده میکنند (خورشها، جوجه)، بیآنکه انتخاب مهمان محدود شود.
- سفارش گروهی برای ساعت اوج: اگر گروهی برای جمعه ۲۱:۰۰ بیست پرس برگ میخواهد، یا زمان دیگری پیشنهاد شود، یا قیمت گروهی با در نظر گرفتن ظرفیت منقل تعیین شود.
سنجش: اگر این تغییرها اجرا شد، در چهار جمعهٔ بعد اینها ثبت میشود: تعداد پرس هر غذا در ۲۰:۳۰ تا ۲۲، زمان انتظار سفارشهای کبابی، و گروههایی که صف را ترک کردهاند؛ در مقایسه با چهار جمعهٔ پیش از تغییر.
همین منطق برای صندلی هم کار میکند: وقتی صندلی گلوگاه است، میتوان حاشیه بهازای هر «صندلیـساعت» را مقایسه کرد؛ موضوعی که در مدیریت درآمد (فصل ۵۸) گسترش مییابد.
۳-۷ ابزار: برگهٔ ارزیابی اقتصادی سفارش یا کانال
این برگه همهٔ مفاهیم این فصل را در یک ارزیابی جمع میکند. برای تصمیم دربارهٔ یک سفارش بزرگ، یک کانال فروش، یا یک پیشنهاد فروش به کار میرود.
مشخصات ابزار
- هدف: سنجیدن اثر یک سفارش، کانال یا پیشنهاد بر سود و پول نقد، با تفکیک فروش افزوده از جابهجایی و جایگزینی.
- چه زمانی: پیش از پذیرش هر سفارش یا قرارداد بزرگ، پیش از فعال یا غیرفعال کردن یک کانال، پیش از هر پیشنهاد تخفیفی؛ و پس از اجرا با عدد واقعی.
- مسئول تکمیل: مدیر رستوران؛ برای سفارشهای بزرگ با سرآشپز. مسئول بررسی: مالک یا مسئول مالی.
- روش تکمیل: بخشها به ترتیب پر میشوند. هر عدد یکی از سه برچسب را دارد: «اندازهگیریشده»، «برآورد» یا «تأییدنشده» (مثلاً شرط قرارداد یا قاعدهٔ مالیاتی که هنوز بررسی نشده).
- معیار پذیرش: هزینههای تخصیصیافته در نتیجهٔ تصمیم نیامدهاند؛ سفارشهای جابهجاشده و جایگزینشده تفکیک شدهاند؛ اگر منبعی گلوگاه است، مصرف آن منبع ثبت شده است؛ تغییر سود و ورود واقعی پول جدا آمدهاند و تخفیف فقط یک بار (در فروش خالص) کم شده است.
- اقدام پس از مغایرت: اگر پس از اجرا نتیجهٔ واقعی با برآورد فاصلهٔ زیادی داشت، فرضهایی که فاصله را ساختهاند در برگهٔ بعدی اصلاح میشوند.
- نگهداری: پوشهٔ «ارزیابی سفارش و کانال»؛ برگهٔ پیش از اجرا و برگهٔ پس از اجرا کنار هم.
بخشهای برگه
| بخش | فیلدها |
|---|---|
| تعریف | سفارش، کانال یا پیشنهاد؛ دوره؛ واحد؛ سبد یا میانگین سفارش |
| پول | قیمت پیش از تخفیف؛ تخفیف بهعهدهٔ رستوران؛ فروش خالص؛ مالیات وصولشده؛ کسورات کانال؛ مبلغ قابلتسویه؛ تقویم تسویه و ورود واقعی پول در دوره |
| هزینه | هزینهٔ متغیر هر سفارش؛ هزینههای افزایشی تصمیم؛ هزینههای ثابتی که تغییر نمیکنند (فقط نام)؛ هزینهٔ تخصیصیافته (برای اطلاع، بیرون از نتیجه) |
| حجم و ظرفیت | سفارش واقعاً افزوده؛ جابهجاشده و از کدام کانال؛ جایگزینشده به علت ظرفیت؛ مصرف منبع گلوگاه |
| نتیجه | تغییر سود دوره؛ مبلغ قابلتسویه، ورود واقعی پول و ماندهٔ طلب از کانال در ابتدا و پایان دوره؛ فرضهای حساس؛ موارد تأییدنشده؛ تصمیم؛ شاخص و زمان بازنگری |
فایل قابلکپی این برگه در templates/order-channel-evaluation.csv است و از پیشنمایش هم قابل دریافت است.
نمونهٔ تکمیلشده (خلاصه): پلتفرم در شام روزهای کاری، یک ماه
دادهها فرضیاند و برگهٔ «پس از اجرا»ی آزمایش فصل ۱ را نشان میدهند: ماه اول، کمتر از برآورد فصل ۱ (۴۴۰ سفارش تازه و ۱۱۰ جابهجاشده) سفارش آمد. برگهٔ کامل با همهٔ فیلدها و برچسبها در ضمیمهٔ پ-۳ آمده است؛ اینجا فقط نتیجههای اصلی و تطبیق پول را میآوریم.
- سفارشها: ۳۳۰ سفارش واقعاً افزوده با میانگین ۶۰۰ هزار تومان، و ۸۸ سفارش منتقلشده از بیرونبر مستقیم با میانگین ۶۲۰ هزار تومان (سبد این مشتریان در بیرونبر مستقیم).
- فروش کانال پلتفرم: ۳۳۰ × ۶۰۰ + ۸۸ × ۶۲۰ = ۱۹۸٬۰۰۰ + ۵۴٬۵۶۰ = ۲۵۲٬۵۶۰ هزار تومان. از این مبلغ، فقط ۱۹۸٬۰۰۰ فروش تازهٔ رستوران است؛ ۵۴٬۵۶۰ پیشتر هم از کانال مستقیم فروخته میشد.
- تغییر سود ماه: ۳۳۰ × ۲۳۴ − ۸۸ × ۱۲۴ − ۲۵٬۰۰۰ = ۷۷٬۲۲۰ − ۱۰٬۹۱۲ − ۲۵٬۰۰۰ = ۴۱٬۳۰۸ هزار تومان (حدود ۴۱ میلیون). ۱۲۴ هزار تومان کاهش حاشیهٔ هر سفارش منتقلشده همان کمیسیون ۲۰٪ روی ۶۲۰ است.
- مبلغ قابلتسویه از پلتفرم: ۲۵۲٬۵۶۰ + مالیات فرضی ۲۵٬۲۵۶ − کمیسیون ۵۰٬۵۱۲ = ۲۲۷٬۳۰۴ هزار تومان؛ ۲۵٬۲۵۶ هزار تومان آن مالیات است که رستوران باید پرداخت کند.
تقویم تسویهٔ فرضی و تطبیق پول. فرض: پلتفرم فروش هر هفته (شنبه تا جمعه) را سهشنبهٔ هفتهٔ بعد واریز میکند؛ ماه از شنبه شروع میشود و ۲۲ روز کاری آن در پنج هفته ۵، ۵، ۵، ۵ و ۲ روز است؛ سفارشها در روزهای کاری یکنواختاند (حدود ۱۰٬۳۳۲ هزار تومان مبلغ قابلتسویه در هر روز)؛ و هفتهٔ آخر ماه قبل هم همین سطح را داشته است. با این تقویم، در طول ماه چهار واریز رسیده است: هفتهٔ آخر ماه قبل و هفتههای اول تا سوم همین ماه.
| قلم (هزار تومان) | مبلغ |
|---|---|
| طلب از پلتفرم در ابتدای ماه (هفتهٔ آخر ماه قبل) | ۵۱٬۶۶۰ |
| مبلغ قابلتسویهٔ فروش این ماه | افزایش ۲۲۷٬۳۰۴ |
| ورود واقعی پول در این ماه (چهار واریز) | کاهش ۲۰۶٬۶۴۰ |
| طلب از پلتفرم در پایان ماه (هفتهٔ چهارم و دو روز آخر) | ۷۲٬۳۲۴ |
تطبیق: ۵۱٬۶۶۰ + ۲۲۷٬۳۰۴ − ۲۰۶٬۶۴۰ = ۷۲٬۳۲۴. یعنی پولی که در این ماه واقعاً وارد حساب شد (۲۰۶٫۶ میلیون تومان) نه با سود ماه برابر است، نه با مبلغ قابلتسویهٔ همین ماه؛ بخشی از آن بابت ماه قبل است و بخشی از فروش این ماه به ماه بعد میرود. ماندهٔ پایان ماه به تقویم بستگی دارد؛ اگر ماه در روز دیگری از هفته تمام شود، این عدد عوض میشود.
تفسیر. با این دادهها کانال سود را بالا برده است، ولی بخشی از حاشیهٔ آن را جابهجایی مشتریان مستقیم میخورد. دو چیز را باید پایید: اینکه جابهجایی بیشتر نشود، و اینکه طلب از پلتفرم (در این مثال میان حدود ۵۲ و ۷۲ میلیون تومان در ابتدا و پایان ماه) و مالیات وصولشده در برنامهٔ نقدینگی دیده شوند. شاخص بازنگری: سفارش افزوده کمتر از حدود ۷ در روز، که با جابهجایی فعلی نقطهٔ سربهسر است: (۲۵٬۰۰۰ + ۱۰٬۹۱۲) ÷ (۲۳۴ × ۲۲) ≈ ۷٫۰؛ یا جابهجایی بیش از ۶ در روز؛ یا تغییر کمیسیون.
۳-۸ خطاهای رایج
فروش کانال را فروش رستوران دانستن. نشانه: گزارش پلتفرم یا یک کانال، معیار موفقیت پیشنهاد میشود. اصلاح: فروش کل رستوران و سفارشهای کانالهای دیگر را در همان دوره ببینید (بخش ۳-۴).
حاشیهٔ مثبت هر سفارش را سودآوری تصمیم دانستن. نشانه: «هر سفارش با تخفیف هم سود دارد، پس تخفیف خوب است.» اصلاح: اثر تصمیم را روی سفارشهایی که در هر حال میآمدند، جابهجاییها و جایگزینیها هم حساب کنید.
تخصیص را هزینهٔ تصمیم دانستن. نشانه: سفارشی با ظرفیت آزاد رد میشود، چون «با بهای تمامشدهٔ کامل زیان دارد». اصلاح: فقط هزینههایی را که با تصمیم تغییر میکنند در نتیجه بیاورید؛ بهای کامل را برای قیمتگذاری بلندمدت نگه دارید (بخش ۳-۳).
مقایسهٔ درصد حاشیه بهجای مبلغ. نشانه: کانال یا غذایی با درصد حاشیهٔ بالاتر «بهتر» خوانده میشود، در حالی که مبلغ حاشیهاش کمتر است. اصلاح: تصمیم را با مبلغ حاشیه بگیرید و درصد را فقط برای پایش استفاده کنید.
نادیده گرفتن منبع گلوگاه. نشانه: در ساعات اوج، غذاها یا سفارشهایی تبلیغ میشوند که بیشترین زمان گلوگاه را میخواهند. اصلاح: در اوج، حاشیه بهازای دقیقهٔ گلوگاه را ببینید (بخش ۳-۶).
یکی دانستن سود و پول. نشانه: کانال یا قرارداد سودآوری که حساب بانکی را خالی میکند، یا واریز یک ماه با سود همان ماه مقایسه میشود. اصلاح: مبلغ قابلتسویه، ورود واقعی پول و طلب ابتدا و پایان دوره را کنار تغییر سود ثبت کنید (بخش ۳-۷).
۳-۹ حدود کاربرد
- برآورد سفارش واقعاً افزوده، جابهجاشده و جایگزینشده از مقایسهٔ شمارشها با دورهٔ پیشین به دست میآید و قطعی نیست؛ عوامل همزمان (هوا، تعطیلی، تبلیغ دیگر) میتوانند آن را جابهجا کنند. هرچه دورهٔ مقایسه مشابهتر و طولانیتر باشد، برآورد قابلاعتمادتر است.
- تحلیل حاشیه برای تصمیمهای کوتاهمدت مناسب است. اگر تصمیمی هزینههای ثابت را تغییر میدهد (استخدام دائمی، اجارهٔ فضا، خرید تجهیزات)، تحلیل سرمایهگذاری لازم است (فصل ۱۳).
- شرایط قراردادهای پلتفرم (مبنای کمیسیون، سهم تخفیف، مسئولیت لغو و مرجوعی، تسویه) و قواعد مالیات بر ارزش افزوده در این فصل فرضیاند و باید از قرارداد واقعی و منبع رسمی بررسی شوند.
- محاسبهٔ حاشیه بهازای دقیقهٔ گلوگاه فقط وقتی معنا دارد که آن منبع واقعاً گلوگاه باشد؛ در ساعات آزاد، همان مبلغ حاشیهٔ هر سفارش معیار است.
راهنمای مراجعهٔ سریع مدیر
این فصل برای چه مسئلههایی است؟ وقتی فروش یا سفارش یک کانال بالا رفته ولی سود همراهش نیامده است؛ پیش از پذیرش یک سفارش بزرگ یا قرارداد سازمانی؛ پیش از هر تخفیف یا کد تخفیف؛ وقتی باید میان کانالها یا غذاها در ساعات اوج اولویت گذاشت.
برای تصمیم چه اطلاعاتی لازم است؟ لایههای پول برای هر کانال، با یک قرارداد واحد (۳-۲)؛ هزینههایی که واقعاً با تصمیم تغییر میکنند (۳-۳)؛ شمارش سفارشهای هر کانال در همان روزهای هفته پیش و پس از اقدام (۳-۴)؛ و اگر منبعی پر است، دقیقههایی که هر سفارش از آن مصرف میکند (۳-۶).
اقدامهای اصلی: اثر کانال را با سبد یکسان جدا کنید؛ تخفیف را فقط به گروهی بدهید که بدون آن نمیخرید؛ سفارش با ظرفیت آزاد را با هزینههای مربوط بسنجید نه با بهای کامل؛ در اوج، اولویت را با حاشیه بهازای دقیقهٔ گلوگاه تعیین کنید.
خطاهای مهمتر: فروش کانال را فروش رستوران دانستن؛ حاشیهٔ مثبت هر سفارش را سودآوری تصمیم دانستن؛ آوردن هزینهٔ تخصیصیافته در تصمیم (۳-۸).
پس از اجرا چه چیزی را بررسی کنیم؟ تغییر سود کل نسبت به روزهای مشابه؛ سفارشهای جابهجاشده از کانالهای دیگر؛ گروههایی که صف را ترک کردهاند؛ و ورود واقعی پول و طلب از هر کانال در ابتدا و پایان دوره (۳-۷).
ابزار: برگهٔ ارزیابی اقتصادی سفارش یا کانال (۳-۷) و فایل templates/order-channel-evaluation.csv.
برای مطالعهٔ عمیقتر
- فروش، دریافت و مالیات: فصل ۶؛ نقدینگی و دورهٔ وصول: فصل ۱۱.
- رفتار هزینه، هزینهٔ مختلط و نقطهٔ سربهسر: فصل ۹.
- سودآوری غذا، کانال و شعبه و روشهای تخصیص: فصل ۱۲.
- قیمتگذاری منو: فصل ۲۴؛ اثر قیمت، حجم و ترکیب و طراحی تخفیف: فصل ۶۰.
- ظرفیت و مدیریت درآمد: فصل ۵۸؛ اقتصاد بیرونبر و سفارش اینترنتی: فصل ۶۲.
واژهنامهٔ فصل
| فارسی | انگلیسی |
|---|---|
| فروش خالص | Net sales |
| کسورات کانال | Channel deductions |
| قیمت پیش از تخفیف | List price |
| تخفیف بهعهدهٔ رستوران | Restaurant-funded discount |
| مالیات وصولشده | Tax collected |
| مبلغ قابلتسویه | Settlement amount |
| ورود واقعی پول | Cash receipts |
| هزینهٔ مربوط به تصمیم | Relevant cost |
| دامنهٔ مربوط | Relevant range |
| حاشیهٔ مشارکت | Contribution margin |
| هزینهٔ متغیر | Variable cost |
| هزینهٔ افزایشی | Incremental cost |
| هزینهٔ ثابت | Fixed cost |
| هزینهٔ تخصیصیافته، سربار | Allocated cost, overhead |
| بهای تمامشدهٔ کامل | Full cost |
| هزینهٔ ازدسترفته | Sunk cost |
| هزینهٔ فرصت | Opportunity cost |
| سفارش واقعاً افزوده | Truly incremental order |
| جابهجایی فروش میان کانالها | Channel shift / cannibalization |
| فروش ازدسترفته به علت ظرفیت | Lost sales due to capacity |
| حاشیه بهازای دقیقهٔ گلوگاه | Contribution per bottleneck minute |
جملههای کاربردی انگلیسی
| جمله | معنا |
|---|---|
Platform sales grew forty percent, but total restaurant sales barely moved. |
فروش پلتفرم چهل درصد رشد کرد، ولی فروش کل رستوران تقریباً تغییری نکرد. |
How many of these orders would we have received anyway? |
چند تا از این سفارشها را در هر حال میگرفتیم؟ |
Leave the allocated overhead out of this decision; it doesn't change either way. |
سربار تخصیصیافته را در این تصمیم نیاورید؛ در هر دو حالت تغییری نمیکند. |
At the Friday peak, chicken earns more per grill minute than lamb fillet. |
در اوج جمعه، جوجه بهازای هر دقیقهٔ منقل از برگ حاشیهٔ بیشتری میسازد. |
The order is profitable, but we will carry the cost for thirty days before we get paid. |
سفارش سودآور است، ولی سی روز پیش از دریافت پول، هزینهاش را خودمان میپردازیم. |
منابع این فصل
- Dopson, Lea R.; Hayes, David K. Food and Beverage Cost Control. 6th ed. Hoboken, NJ: John Wiley & Sons, ۲۰۱۶. فصل ۱ (صفحهٔ ۳).
- Dopson, Lea R.; Hayes, David K. Managerial Accounting for the Hospitality Industry. 2nd ed. Hoboken, NJ: John Wiley & Sons, ۲۰۱۷. فصل ۹ (صفحههای ۳۳۴ تا ۳۵۴).
- Kotler, Philip; Bowen, John T.; Makens, James C.; Baloglu, Seyhmus. Marketing for Hospitality and Tourism. 7th ed., Global Edition. Harlow: Pearson, ۲۰۱۷. فصل ۸ (صفحهٔ ۲۳۷).
پانویسها
-
داپسون و هیز، Food and Beverage Cost Control، ویرایش ۶، فصل ۱، ص ۳. ↩
-
همان، فصل ۹، ص ۳۵۲. ↩
-
داپسون و هیز، Managerial Accounting for the Hospitality Industry، ویرایش ۲، فصل ۹، ص ۳۴۶ تا ۳۵۰ (هزینهٔ مستقیم و غیرمستقیم؛ روشهای تخصیص سربار؛ هزینهٔ مشترک در ص ۳۵۱). ↩
-
همان، فصل ۹، ص ۳۵۳ و ۳۵۴. ↩
-
کاتلر و همکاران، Marketing for Hospitality and Tourism، ویرایش ۷، فصل ۸، ص ۲۳۷. ↩